الشيخ محمد تقي بهجت
95
جامع المسائل ( فارسي )
و اگر زن نابينا شد ، حضور آن مرئى يا مسّ او كافى نيست ، مگر مناط معلوم شود كه محقّق است . و اگر در حال عِمى تعليق نمود ، مراد حضور نزد زوجه با علم به آن است . 16 - اگر معلَّقٌ عليه « مسّ زيد » بود ، فرقى بين حيات زيد و موت او نيست . و مسّ بعض بدن با بعض بدن ، كافى است . و ماسّ بايد از آن چه كه روح دارد باشد ، و ممسوس هم احوط در آن چنين است . و در مسّ محدِث ، قرآن را ، و در مسّ ميّت كه موجب غسل است ، گذشت بيان مشترك بين اين مسائل . 17 - اگر ظهارِ موقت ، صحيح باشد و معلَّق به ماه مخصوص باشد ، واقع مىشود در اول اجزاء شب هلال آن . و اگر بگويد اول يوم يا اول نهار آن ماه ، واقع مىشود نزد طلوع فجر از روز اول آن ماه . و اگر بگويد : « در آخر ماه » ، رعايت مىشود قرائن در تعيين يكى از محتملات آن كه عبارت از اول جزء شب شانزدهم و اول روز آخر و آخر جزء از روز آخر است ، و اگر قرينه نباشد اقرب وسط است . و اگر بگويد : « در وقت انتصاف ماه » ، رعايت مىشود بر حسب احتمالى تمام و نقص ماه ، و آخر نصف اول ، وقت انتصاف مىشود ؛ و محتمل است كه به غروب پانزدهم مطلقاً انتصاف عرفى محقّق باشد ، و احتياط مناسب در ترتيب اثر ترك نشود . 18 - اگر معلَّقٌ عليه غير اختيارى بود ، مثل قدوم حاج ؛ يا آن كه اختيارى بود و عمداً و بدون عذر ايقاع شد ، ظهار واقع مىشود ؛ و اگر به غفلت يا نسيان يا اكراه يا جهل به تعليق يا موضوع معلَّقٌ عليه يا جنون يا سكر و نحو اينها واقع شد ، تحقّق ظهار مبنى بر فهم اطلاق قصدى در مقام تعليق است ؛ و اقرب عدم اطلاق است به واسطهء عرفيّت اين اعذار و بودن فعل با آنها عرفاً كالعدم با قطع نظر از حكم شرع ، و الله العالم . 19 - بر مظاهر ، وطى قبل از تكفير ، حرام است ، كفارهء واجبه هر كدام از سه خصلت باشد ؛ پس اگر قبل از اتمام مثل صوم و اطعام وطى كرد ، اظهر اين است كه كفارهء ظهار با استمرار عود يا اتمام و حفظ تتابع محقّق مىشود ، و كفارهء وطى قبل از تكفير بعد از اتمام اوّلى لازم است .